تبلیغات
قانون و مجازات - مطالب آذر 1395
وقتی منشی دادگاه مراجعین ساعت 11 را فراخواند، تنها یک زن میانسال وارد اتاق دادگاه شد. او دادخواست «فسخ نکاح» داده بود تا از دست شوهر صیغه­‌ای‌اش خلاص شود و به دنبال زندگی‌اش برود.        
«مائده» که 43 ساله و دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد بود بریده بریده حرف می‌زد. چند لحظه پس از ورودش به دادگاه، قاضی «حمیدرضا رستمی» پرونده را ورق زد و اسم طرفین را اعلام کرد. همسر زن غایب بود. قاضی پرونده پیش روی خود را بست و به زن گفت: «متاسفانه به دلیل عدم حضور شوهرتان امکان رسیدگی به دادخواست شما وجود ندارد و باید نشانی دقیق شوهرتان را به دفتر دادگاه اعلام کنید.» زن به آرامی از روی صندلی بلند شد و گفت: «نشانی مغازه شوهرم را داده­‌ام، اما به همکارانش سپرده که بگویند از آنجا رفته است. خبر دارم که با منشی‌اش ازدواج کرده، یک بار زنگ زدم و خواهش کردم حداقل هفته‌­ای یکبار به من سر بزند. اما گفت باید 10 میلیون تومان بدهی. گفتم بیا و طلاقم بده؛ گفت باید 100 میلیون تومان بدهی و...»

قاضی حرف زن را قطع کرد و  توضیح داد: به علت حضور نداشتن یکی از دو طرف یا وکیل قانونی‌شان نمی‌توان جلسه رسیدگی را برگزار کرد. زن با شنیدن این حرف دوباره روی صندلی نشست و گفت: «حداقل چند دقیقه به حرف‌های من گوش کنید.» از آنجا که پرونده دیگری در نوبت رسیدگی نبود، قاضی اجازه داد زن حرف بزند  و مائده ادامه داد: «شوهرم می‌داند که من پولدارم و از این موضوع سوءاستفاده می‌کند. سه سال است سراغی از من نگرفته، ولی این که درست نیست. من هم مثل هر زن یا مردی نیاز به همدم و همسر دارم.»

زن با اشاره به اینکه دانشجوی رشته ادبیات است و دلش می‌خواهد ماجرای زندگی‌اش را کتاب کند، ادامه داد: «18 سالم بود که ازدواج کردم. خواستگارم بچه محل­مان در شمال بود.زندگی خوب و خوشی داشتیم اما هنوزطعم خوشبختی را نچشیده بودیم که تصادف کرد و مرا با پسر یک ساله‌مان تنها گذاشت.البته پس ازمرگش خواستگاران زیادی داشتم که به همگی جواب رد دادم. ضمن اینکه خانواده شوهرم از من حمایتی نمی‌کردند و حتی سهم دیه شوهرم را هم ندادند، تا اینکه در کنکور شرکت کردم و در دانشگاه قبول شدم. بعد هم رفتم آنجا یک خانه کوچک اجاره کردم. همزمان در یک کارگاه کوچک هم کار می‌کردم تا اینکه یک آدم خیر کمکم کرد تا 20 میلیون تومان وام خوداشتغالی بگیرم. بعد ازمن خواست زنش بشوم که بنابه دلایلی قبول نکردم چون می‌خواستم روی پای خودم بایستم. ازطرف دیگر پسرم شده بود همه چیزم.بعد ازپایان تحصیلاتم، یک کارگاه قالیبافی در شهرمان راه انداختم. اما مزاحمت برخی مردها زندگی‌ام را سیاه کرده بود. حتی زن‌های فامیل از این می‌ترسیدند هوویشان شوم. بعدهم ناچار شدم کارگاه را 60 میلیون تومان بفروشم و به تهران بیایم. بعد برای اینکه پولم حیف و میل نشود، سه قطعه زمین درشمال خریدم و با کمک برادرم شش ویلای کوچک ساختیم و هر کدام را 50 میلیون تومان فروختم. کم کم وضعم خوب شد و نمایندگی فروش یک کارخانه چوب­ بری شمال را در تهران گرفتم. یک انباری اجاره کردم تا محصولات آن کارخانه را پخش کنم. حالا هم یک خانه دارم و در حسابم 200 میلیون تومان پول هست.          

قاضی رستمی حرف‌های زن را قطع کرد و گفت: «به نظر می‌رسد ابتکار عمل خوبی داشتید و به قدر کافی باهوش هستید. پس چطور متوجه قصد شوهرتان نشدید؟»

مائده جواب داد: «تصمیم گرفته بودم هرگز ازدواج نکنم، اما سرنوشتم طور دیگری رقم خورد. تیمور در کنار انبار من دفتر چوب فروشی داشت. خوش تیپ بود و می‌گفت مجرد است. از آن مهم‌تر زبان چرب و نرمی داشت. از طرفی پسرم بزرگ شده و در شهر دیگری دانشجو بود. به همین خاطروقتی خواستگاری کرد جواب رد دادم. چون اگر ازدواج می‌کردم پسرم دیگر نمی‌توانست معافیت سربازی بگیرد. اما تیمور اصرار کرد و پیشنهاد داد عقد موقت کنیم که من هم قبول کردم ، مراسمی گرفتیم و در خانه من زندگی‌مان را شروع کردیم. پسرم هم راضی بود و حتی بابا صدایش می‌کرد. فکر می‌کردم خوشبخت شده‌ام، اما سه سال بعد یک دختر جوان را در محل کارش دیدم. می‌گفت منشی‌اش است، وقتی اعتراض کردم بهانه آورد که حقوق زن‌ها کمتر است و برای همین او را استخدام کرده. اما چند ماه بعد با او ازدواج کرد. یک بار هم با پسرم به در خانه آنها رفتم و اعتراض کردم، اما از من شکایت کرد و به جرم مزاحمت برایم یک سال حبس بریدند، تا اینکه وکیل گرفتم و حکم را در تجدید نظر لغو کردم. از آن روز به بعد دیگر خانه‌اش را عوض کرده است و به تماس‌هایم جواب نمی‌دهد. شنیده‌ام وضع مالی و کارش خوب نیست و می‌خواهد از من باج بگیرد. تازه فهمیده‌ام که 15 سال قبل از من همسر دائمی داشته که طلاقش داده.»

 به اینجای داستان که رسید، قاضی روبه زن گفت: «بد نیست بدانید که دادخواست شما از اساس اشتباه است و باید به جای فسخ نکاح دادخواست عسر و حرج به دادگاه بدهید تا بتوانید با اشاره به ترک منزل همسرتان، او را محکوم کنید.»مائده هم ضمن عذرخواهی گفت به مسائل حقوقی چندان آشنا نیست و به همین خاطرهم راه را اشتباه آمده است. قاضی به او توضیح داد که بهتر است از مشاوره یک وکیل استفاده کند. زن کیفش را برداشت و از اتاق خارج شد. ساعتی از ظهر گذشته بود و مجتمع قضایی صدر کم کم خلوت‌تر می‌شد. مائده دفترچه‌ای از کیفش درآورد و روی یکی از برگه‌های آن نوشت: «کاش پولی وجود نداشت، آنوقت چهره واقعی آدم‌ها بهتر دیده می‌شد»، بعد زیرش تاریخ زد و از مجتمع بیرون رفت.



تاریخ : دوشنبه 29 آذر 1395 | 01:01 ب.ظ | نویسنده : مهتاب مرادی | نظرات
بنده یه رسید به مبلغ 52میلیون به عنوان پول دستی طلب دارم که غیر از رسید چک و سفته هم ازش گرفتم ایا اگر شکایت کنم به حقم میرسم یا نه و ایا اینکه زمان تنظیم دادخواست میتونم هزینه تمر باطل کردن را بندازم گردن ایشان و این مبلغ دونیم درصد را فی الحال پرداخت نکنم
                           
 پاسخ = شما این امکان را خواهید داشت تا طلب خود را مطالبه نمایید. چک را می توانید از طریق دوایر اجرای ثبت نیز مطالبه نمایید. از طرف دیگر اگر توانایی پرداخت هزینه دادرسی را ندارید، می توانید دادخواست اعسار از هزینه دادرسی تنظیم و تقدیم نمایید. این در حالی است که پس از محکومیت خوانده در صورت درخواست شما دادگاه هزینه های دادرسی را نیز در حکم خود لحاظ خواهد نمود


تاریخ : چهارشنبه 24 آذر 1395 | 10:26 ق.ظ | نویسنده : مهتاب مرادی | نظرات
شروط ضمن عقد به شروطی گفته می شود که هر یک از زوجین می توانند آن شرط را در عقدنامه قید کنند و طرف مقابل را نسبت به آن ملزم کنند.                                                                                              تا قبل از وقوع عقد زوجین نسبت به هم تکلیفی ندارند ولی بلافاصله پس از جاری شدن خطبه عقد و امضای زوجین این حقوق و تکالیف نافذ شده و قابل اعمال هستند.

بنابراین لازم است زوجین نسبت به حق و حقوق خود قبل از عقد بین خود به نتیجه برسند. البته این حقوق و تکالیف را می‌توان در عقد نامه قید کرد که بتوان در مواقع لزوم به آن استناد کرد.

این قبیل حقوق و تکالیف رو که زوجین برای یکدیگر ایجاد می کنند را شروط ضمن عقد می‌گویند. البته در دفترچه های عقدنامه شروطی پیش بینی شده که به شروط 12 گانه ضمن عقد معروف هستند.

لازم است که این شروط توسط هردو نفر مطالعه شده و سپس زوجین با آگاهی کامل از آنها نسبت به امضای آن اقدام کنند.

این 12 شرط انحصاری نیست و زوجین می‌توانند شروط دیگری را به آنها اضافه کرده و یا برخی شروط را تایید نکنند.

این شرایط 12گانه به شرح زیر است و عاقد باید زوجین را نسبت به این 12 شرط آگاه کند:

مواردی که زن می تواند از دادگاه تقاضای صدور طلاق کند به شرح زیر است:

1-  استنکاف شوهر از دادن نفقه زن به مدت شش ماه به هر عنوان و عدم الزام او به تادیه نفقه و همچنین در موردی که اجبار شوهر هم ممکن نباشد.

2- سوء رفتار یا سوء معاشرت زوج به حدی که ادامه زندگی را برای زوجه غیر قابل تحمل کند.

3-  ابتلای زوج به امراض صعب العلاج به نحوی که دوام زناشویی برای زوجه مخاطره آمیز باشد.

4- جنون زوج در مواردی که فسخ نکاح شرعاً ممکن نباشد.

5- عدم رعایت دستور دادگاه در مورد منع اشتغال زوج به شغلی که طبق نظر دادگاه صالح منافی با مصالح خانوادگی و حیثیت زوجه باشد.

6- محکومیت شوهر به حکم قطعی به مجازات پنج سال حبس یا بیشتر یا به جزای نقدی که بر اثر عجز از پرداخت منجر به پنج سال بازداشت شود یا به حبس و جزای نقدی که مجموعاً منتهی به پنج سال بازداشت یا بیشتر شود و حکم مجازات در حال اجرا باشد.

7-  ابتلای زوج به هرگونه اعتیاد مضری که به تشخیص دادگاه به اساس زندگی خانوادگی خللی وارد آورد و ادامه زندگی برای زوجه دشوار باشد

 8- زوج زندگی خانوادگی را بدون عذر موجه ترک کند. تشخیص ترک زندگی خانوادگی (تشخیص عذر موجه با دادگاه است) یا اینکه زوج شش ماه متوالی بدون عذر موجه از نظر دادگاه غیبت کند.

9- محکومیت قطعی زوج در اثر ارتکاب به جرم و اجرای هرگونه مجازات اعم از حد و تعزیر در اثر ارتکاب به جرمی که مغایر با حیثیت خانوادگی و شئون زن باشد. تشخیص اینکه مجازات مغایر با حیثیت و شئون خانوادگی است با توجه به وضع و موقعیت زن و عرف و موازین دیگر با دادگاه است. 

10- در صورتی که پس از گذشت پنج سال زوجه از شوهر خود به جهت عقیم بودن و یا عوارض جسمی دیگر، صاحب فرزند نشود.

11- در صورتی که زوج مفقودالاثر شود و ظرف شش ماه پس از مراجعه زوجه به دادگاه پیدا نشود.

12- زوج همسر دیگری بدون رضایت زوجه اختیار کند یا به تشخیص دادگاه نسبت به همسران خود اجرای عدالت نکند.


تاریخ : چهارشنبه 24 آذر 1395 | 10:01 ق.ظ | نویسنده : مهتاب مرادی | نظرات

ایمیل بنده

   mahnaz.moradi26@yahoo.com



تاریخ : سه شنبه 9 آذر 1395 | 12:20 ق.ظ | نویسنده : مهتاب مرادی | نظرات
دوستان عزیز سلام عرض میکنم لطفا اگر ایمیل یا پیغامی میگذارین آدرس ایمیل رو درست یادداشت کنید سینوره جان ایمیلت اشتباه هست و اگر  پیغام من رو مشاهده کردی منتظرتون هستم ممنون

تاریخ : سه شنبه 9 آذر 1395 | 12:14 ق.ظ | نویسنده : مهتاب مرادی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • حریم علم
  • كد موس

    
    قالب وبلاگ
    ***

    *****